دکتر آراسب دباغمقدم، عضو کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی، به مناسبت هفته اطلاعرسانی بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان در مصاحبه با روابط عمومی سازمان نظام دامپزشکی ضمن تأکید بر نقش دامپزشکان در پیشگیری از بیماریهای غذازاد، ایمنی مواد غذایی و مدیریت مخاطرات سلامت، گفت: «سلامت جامعه از مزرعه آغاز میشود و تحقق آن در گرو همکاری همه حلقههای زنجیره تولید غذا و اجرای رویکرد «سلامت واحد» است.»
به گزارش روابط عمومی سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران، متن مصاحبه با «دکتر آراسب دباغمقدم» دامپزشک، متخصص بهداشت مواد غذایی، عضو کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا، استادیار دانشگاه علوم پزشکی ارتش ج.ا.ایران و عضو مدعو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران به شرح ذیل است:
-زئونوزهای غذازاد چه جایگاهی در میان بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان دارند و چرا امروزه به یکی از دغدغههای مهم نظامهای سلامت در جهان تبدیل شدهاند؟
زئونوزهای غذازاد یکی از مهمترین گروههای بیماریهای قابل انتقال بینحیوان و انسان (زئونوزها) هستند، زیرا در نقطه اتصال سه حوزه بسیار مهم قرار دارند: سلامت انسان، سلامت حیوان و امنیت غذایی.
در تعریف ساده، زئونوزهای غذازاد بیماریهایی هستند که عامل ایجادکننده آنها میتواند از حیواناتیا فرآوردههای با منشأ دامی، از مسیر مصرف غذا، به انسان منتقل شود. این عوامل میتوانند شامل باکتریها، ویروسها، انگلها و حتی برخی عوامل نوپدید باشند.
اهمیت این بیماریها در دنیای امروز به چند دلیل افزایشیافته است:
نخست، گستردگی اثرات آنها بر سلامت جامعه: بیماریهای منتقله از غذا، سالانه میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، بیماریهای غذازاد سالانه حدود ۶۰۰ میلیون مورد بیماری و ۴۲۰ هزار مورد مرگ ایجاد میکنند. کودکان زیر پنج سال، سالمندان، زنان باردار و افراد دارای نقص دستگاه ایمنی، گروههای آسیبپذیرتری در برابرپیامدهای این بیماریها هستند.
دوم، پیچیدهتر شدن زنجیره تولید و توزیع غذا: امروزه مواد غذایی ممکن است مسیرهای طولانی و پیچیدهای را از مزرعه تا سفره طی کنند. بنابراین، یک آلودگی که در مرحلهای از زنجیره تولیدایجاد میشود، میتواند در مدت کوتاهی جمعیت زیادی را تحت تأثیر قرار دهد.
سوم، نوپدیدی و بازپدیدی بیماریها و تغییر الگوی مخاطرات سلامت: عواملی مانند تغییرات اقلیمی، تغییر روشهای تولید، افزایش تعامل انسان با حیوانات، گسترش تجارت جهانی مواد غذایی وتغییر الگوهای مصرف، شرایط جدیدی برای انتشار عوامل بیماریزا ایجاد کردهاند.
همچنین باید توجه داشت که اهمیت زئونوزهای غذازاد فقط به بیماریهای عفونی محدود نمیشود. موضوعاتی مانند باقیمانده داروهای دامپزشکی، آلایندههای شیمیایی و مقاومت ضد میکروبی نیزامروزه بخشی از نگرانیهای اصلی نظامهای ایمنی غذا هستند.
از دیدگاه بهداشت عمومی، مهمترین نکته این است که بسیاری از این بیماریها قابل پیشگیری هستند. کنترل بیماری در جمعیت دامهای مولد غذا، رعایت اصول امنیت زیستی، نظارت بهداشتی بر تولید غذا، مصرفمسئولانه داروها و آموزش جامعه، همگی ابزارهایی هستند که میتوانند بار بیماری را کاهش دهند.
بنابراین، زئونوزهای غذازاد دیگر فقطً یک موضوع دامپزشکی یا غذایی نیستند؛ بلکه یک موضوع مهمدر سلامت عمومی، امنیت غذایی و توسعه پایدار محسوب میشوند.
به همین دلیل، رویکرد جهانی امروز بر پایه سلامت واحد (One Health) است؛ یعنی انسان، حیوان ومحیطزیست باید بهعنوان یک سامانه ی بههمپیوسته مدیریت شوند.
-مهمترین عوامل بیماریزای غذازاد با منشأ دامی که سلامت جامعه را تهدیدمیکنند، کداماند و وضعیت کشور را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
عوامل بیماریزای غذازاد با منشأ دامی، گروه متنوعی از ریززیستمندان (میکروارگانیسمها) و انگلها را شامل میشوند.
در سطح جهانی، برخی از مهمترین این عوامل عبارتند از:
انواع باکتری ها مانند:
سالمونلا (Salmonella)
کمپیلوباکتر (Campylobacter)
لیستریا مونوسیتوژنز (Listeria monocytogenes)
اشرشیاکلی مولد شیگاتوکسین (STEC)
توکسوپلاسما گوندی (Toxoplasma gondii)
برخی انگلهای منتقله از گوشت و سایر فرآوردههای دامی از جمله تنیا ساژیناتا (Taenia saginata) و تنیا سولیوم (Taeniasolium)،تریشینلا اسپیرالیس (Trichinella spiralis) و غیره.
برخی از ویروسها مانند ویروس هپاتیت E.
هر یک از این عوامل میتوانند توسط فرآوردههایی مانند گوشت، شیر، تخممرغ، غذاهای دریایی (آبزیان) و سایر فراورده های با منشأ دامی به انسان منتقل شوند؛ در میان این عوامل، سالمونلا و کمپیلوباکتر از مهمترین علل بیماریهای گوارشی ناشی از غذا در جهان هستند.لیستریانیز اگرچه شیوع کمتری دارد، اما به دلیل شدت بیماری و میزان مرگومیر بالاتربه ویژه در گروههای آسیب پذیر، اهمیت ویژهای دارد.
در کشور ما، خوشبختانه وجود شبکه دامپزشکی نوین با قدمتی بیش از 50 سال، نظام نظارت های بهداشتی با قدمتی بیش از 70 سال، ظرفیتهای آزمایشگاهی در دو بخش خصوصی و دولتی و حضور متخصصان دامپزشکی، نقش مهمی در کنترل بسیاری از این مخاطرات داشته است. با این حال،مانند بسیاری از کشورهای جهان، ما نیز با چالشهایی مواجه هستیم.
از جمله این چالشها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
ادامه رخداد برخی زئونوزها مانند بروسلوز (تب مالت)؛
ضرورت کنترل بهتر آلودگیهای میکروبی در زنجیره تولید؛
مدیریت مصرف داروهای دامپزشکی و مقاومت ضد میکروبی؛
تقویت نظامهای پایش (Monitoring) و ردیابی(Traceability) مواد غذایی؛
ضرورت افزایش آگاهی تولیدکنندگان و مصرفکنندگان.
نگاه امروز دنیا این است که کنترل بیماریهای غذازاد نباید فقط در مرحله فراوردهی نهایی انجام شود؛ بلکه باید مخاطرات را از همان ابتدای زنجیره، یعنی در دامداری، مرغداری و واحدهای پرورش آبزیان و غیره مدیریت کرد.
بنابراین، وضعیت کشور را باید با یک نگاه متعادل ارزیابی کرد: ما از ظرفیتهای علمی و اجرایی قابلتوجهی برخوردار هستیم، اما تغییرات سریع در نظام تولید غذا و ظهور تهدیدهای جدید، نیازمند تقویت مستمر نظامهای مراقبت، پژوهش، آموزش و همکاری بینبخشی است.
-از نگاه شما، نقش دامپزشکان در کنترل مخاطرات بهداشتی مواد غذایی از مزرعهتا سفره چیست و این نقش در چه بخشهایی نمود بیشتری دارد؟
نقش دامپزشکان در ایمنی غذا، یکی از مهمترین نمونههای ارتباط مستقیم حرفه دامپزشکی با سلامت جامعه است. برخلاف تصور عمومی، فعالیت دامپزشک فقط به درمان حیوان بیمار محدود نمیشود؛ بلکه بخش بزرگی از مأموریت دامپزشکی، پیشگیری از انتقال مخاطرات به انسان است.
در رویکرد مدرن ایمنی غذا، اصل اساسی این است که سلامت غذا باید از مزرعه آغاز شود.دامپزشکان در واحدهای پرورش دام، طیور و آبزیان با کنترل بیماریهای دامی و بیماریهای قابل انتقال بین حیوان و انسان (زئونوزها)، اجرای برنامههای واکسیناسیون، ارتقای امنیت زیستی، مدیریت مصرف داروها و نظارت بر شرایط تولید، نخستین حلقه حفاظت از سلامت غذایی را ایجاد میکنند.
در کشتارگاهها، بازرسیهای قبل و بعد از کشتار، امکان شناسایی دامهای بیمار، ضایعات غیرقابل مصرف و مخاطرات احتمالی را فراهم میکند.
در صنایع فرآوری، بستهبندی و نگهداری نیز دامپزشکان در کنترل شرایط بهداشتی، زنجیره سرد، پیشگیری از آلودگی متقاطع، پایش عوامل بیماریزا و اجرای نظامهای مدیریت ایمنی غذا نقش دارند.
همچنین، دامپزشکان در پایش باقیمانده داروها، آلایندههای شیمیایی و مقاومتهای میکروبی نقشمهمی دارند؛ موضوعاتی که ارتباط مستقیم با سلامت مصرفکنندگان دارد.
در حقیقت، دامپزشک امروز یک مدیر خطر ایمنی غذا (Food Safety Risk Manager)است؛ فردی که تلاش میکند مخاطره را قبل از رسیدن به انسان، شناسایی و کنترل کند.
اگر پزشک در خط مقدم درمان بیماری انسان قرار دارد، دامپزشک در بسیاری از موارد در خط مقدمپیشگیری از ایجاد بیماری قرار دارد.
به همین دلیل میتوان گفت: «دامپزشکان فقط حافظ سلامت حیوانات نیستند؛ آنان یکی از مدافعان اصلی سلامت جامعه و امنیت غذایی کشور هستند».
-بسیاری از مردم دامپزشکی را فقط با درمان حیوانات میشناسند. چگونه میتوان نقش دامپزشکان در تضمین سلامت و ایمنی مواد غذایی را برای افکار عمومی تبیین کرد؟
این برداشت که دامپزشکی فقط با درمان حیوانات شناخته میشود، تا حدی ناشی از این است که بخش درمانی دامپزشکی برای مردم ملموستر است؛ اما واقعیت این است که دامپزشکی امروز یکی از ارکان مهم سلامت عمومی (Public Health)در جهان محسوب میشود.
شاید بهترین راه برای توضیح این موضوع این باشد که از خود بپرسیم: «چه کسی از سلامت غذایی که هر روز بر سر سفره ما قرار میگیرد، اطمینان حاصل میکند؟»پاسخ این سؤال در بسیاری از موارد، «دامپزشک» است.
دامپزشکان از مراحل ابتدایی تولید، یعنی در دامداریها، مرغداریها و مزارع پرورش آبزیان، با کنترل بیماریها، نظارت بر شرایط بهداشتی تولید، مدیریت مصرف داروها و اجرای برنامههای پیشگیرانه، نقش مهمی در تأمین غذای سالم دارند.
همچنین در کشتارگاهها، مراکز فرآوری، بستهبندی، آزمایشگاهها و مراکز نظارتی، حضور دامپزشکان باعث میشود فرآوردههای دامی از نظر سلامت و ایمنی مورد ارزیابی قرار گیرند.
نکته مهم این است که بسیاری از اقدام های دامپزشکی، زمانی موفق محسوب میشوند که دیده نشوند؛ یعنی وقتی بیماریای به انسان منتقل نمیشود، وقتی غذای آلوده وارد بازار نمیشود و وقتی از یک بحران بهداشت عمومی پیشگیری میشود.
به عبارت دیگر، دامپزشکی بخش بزرگی از موفقیت خود را در پیشگیری نشان میدهد، نه فقط در درمان.
در چهارچوب رویکرد سلامت واحد (One Health)که مورد تأکید سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سازمان جهانی بهداشت حیوانات (WOAH) و سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) است، سلامت انسان، حیوان و محیطزیست به یکدیگر وابسته و در این میان، دامپزشکان، حلقه اتصال مهمی میان سلامت حیوانات، ایمنی غذا و سلامت جامعه هستند.
برای افزایش شناخت عمومی، لازم است ارتباط میان دامپزشکان و زندگی روزمره مردم بهتر معرفی شود. هر فردی که یک لیوان شیر، یک عدد تخممرغ، یک فرآورده گوشتی یا یک غذای دریایی مصرف میکند، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از خدمات دامپزشکی بهرهمند میشود.
بنابراین، پیام اصلی این است: «دامپزشکان فقط درمانگر حیوانات نیستند؛ آنان پیشگیریکنندگان بیماری، حافظان غذای سالم و یکی از پایههای سلامت جامعه هستند».
-نظارتهای بهداشتی دامپزشکی در کشتارگاهها، مراکز فرآوری، بستهبندی و عرضه فرآوردههای خام دامی چه تأثیری در کاهش بروز بیماریهای غذازاد دارد؟
نظارتهای بهداشتی دامپزشکی یکی از مهمترین مداخلات پیشگیرانه در نظام سلامت غذا است. هدف از این نظارتها فقط بررسی ظاهر محصول نیست، بلکه شناسایی، ارزیابی و کنترل مخاطراتی است که میتوانند سلامت مصرفکننده را تهدید کنند.
در کشتارگاهها، دامپزشکان با انجام بازرسیهای قبل از کشتار (Ante-mortem)و پس از کشتار (Post-mortem) وضعیت سلامت دام را ارزیابی میکنند. این فرآیند میتواند به شناسایی بیماریها، ضایعات و تغییراتی کمک کند که ممکن است مصرف فرآورده حاصل از آن برای انسان خطرآفرین باشد.
بیماریهایی مانند سل گاوی، بروسلوز، انگلهای بافتی مانند کیست هیداتید و سایر ضایعات پاتولوژیک، از جمله مواردی هستند که در فرآیند بازرسی بهداشتی دامپزشکی مورد توجه قرار می گیرند؛ اما نقش دامپزشکی فقط به کشتارگاه محدود نمیشود،دامپزشکی در مراکز فرآوری، بستهبندی، سردخانهها و مراکز عرضه، کنترل شرایط نگهداری، رعایت زنجیره سرد، پیشگیری از آلودگی متقاطع و نظارت بر اصول بهداشتی، نقش مهمی در کاهش خطر انتقال عوامل بیماریزا دارد.
همچنین، برنامههای پایش برای شناسایی:
- عوامل میکروبی مانند سالمونلا، کمپیلوباکتر و لیستریا؛
- باقیمانده داروهای دامپزشکی؛
- آلایندههای شیمیایی؛
- و مقاومتهای میکروبی؛
بخشی از نظام جامع ایمنی غذا هستند.
یک نکته مهم در نظامهای پیشرفته ایمنی غذا این است که هدف اصلی، کشف غذای ناسالم در پایان زنجیره نیست، بلکه جلوگیری از تولید غذای ناسالم از ابتداست.
به همین دلیل، نظارت دامپزشکی در کشتارگاه ها و مراکز فرآوری باید در کنار اقدام های پیشگیرانه در مزرعه دیده شود.
در واقع، بازرسی دامپزشکی یک سد دفاعی علمی در برابر ورود مخاطرات به زنجیره غذایی است.
به بیان ساده: «هر محصول آلودهای که قبل از رسیدن به سفره مردم شناسایی و حذف میشود، یک بیماری احتمالی در جامعه است که پیشگیری شده است».
-رعایت اصول بهداشتی در مزارع، دامداریها و واحدهای پرورش طیور و آبزیان تا چه اندازه در پیشگیری از انتقال عوامل بیماریزا به زنجیره غذایی مؤثر است؟
یک اصل اساسی در ایمنی غذا وجود دارد: «غذای سالم، در پایان زنجیره تولید ساخته نمیشود؛ بلکه از ابتدای زنجیره شکل میگیرد».
به همین دلیل، مزرعه نخستین نقطه کنترل مخاطرات غذایی است.
رعایت اصول بهداشتی در دامداریها، مرغداریها و مزارع پرورش آبزیان، نقش تعیینکنندهای در کاهش ورود عوامل بیماریزا به زنجیره غذایی دارد. اگر سلامت حیوانات در مبدأ تولید حفظ شود، احتمال آلودگی فراورده های نهایی نیز به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
مهمترین اقدامات در این زمینه شامل موارد زیر است:
- اجرای برنامههای امنیت زیستی (Biosecurity)
-کنترل ورود و خروج افراد و تجهیزات؛
- قرنطینه دامهای جدید؛
- واکسیناسیون مناسب؛
- تأمین آب و خوراک سالم؛
- مدیریت صحیح کود و پسماند؛
- کنترل جوندگان و حشرات (ناقلان)؛
و نظارت مستمر دامپزشکی.
این اقدام ها نهتنها از بروز بیماری در حیوانات جلوگیری میکنند، بلکه میزان آلودگی فرآوردههای غذایی به عوامل بیماریزایی مانند سالمونلا، کمپیلوباکتر و اشرشیاکلی بیماریزا را نیز کاهش میدهند.
موضوع مهم دیگر، ارتباط مستقیم میان بهداشت مزرعه و مقاومت ضد میکروبی است. هرچه شرایط پرورش، تغذیه، واکسیناسیون و مدیریت گله بهتر باشد، نیاز به مصرف داروهای ضد میکروبی کمتر خواهد شد و این موضوع به حفظ اثربخشی پادزیست ها (آنتیبیوتیکها) برای آینده کمک میکند.
امروز در دنیا، نگاه از کنترل بیماری پس از وقوع به سمت پیشگیری و مدیریت خطر در مبدأ تغییر کرده است. مفاهیمی مانند:
Good Agricultural Practices (GAP)(عملیات کشاورزی خوب)
Good Hygienic Practices (GHP) (عملیات بهداشتی خوب)
Farm-to-Fork Approach(رویکرد مزرعه تا چنگال که در فارسی بیشتر به مزرعه تا سفره شهرت دارد)
بر همین اساس شکل گرفتهاند.
بنابراین، تولیدکنندگان دام، طیور و آبزیان نقش بسیار مهمی در سلامت عمومی دارند. رعایت اصول بهداشتی در مزرعه فقط یک الزام فنی نیست؛ بلکه یک مسئولیت اجتماعی در برابر سلامت مصرفکنندگان است.
در نهایت باید گفت: «مزرعه سالم، پایه غذای سالم و غذای سالم، پایه جامعه سالم است».
-یکی از نگرانیهای مهم در حوزه سلامت، مقاومت میکروبی ناشی از مصرف نادرست آنتیبیوتیکهاست. نقش دامپزشکان در مدیریت مصرف مسئولانه داروهای دامپزشکی و کاهش این تهدید چیست؟
مقاومت ضد میکروبی (Antimicrobial Resistance یا AMR) از مهمترین چالشهای سلامت در قرن حاضر است؛ تهدیدی که مرز میان سلامت انسان، حیوان و محیطزیست را از بین برده و فقط با یک رویکرد جامع و بینبخشی قابل مدیریت است.
بر اساس مطالعه جهانی منتشرشده در مجله معتبر The Lancet، در سال ۲۰۱۹ مقاومت ضد میکروبی بهطور مستقیم مسئول حدود ۱.۲۷میلیون مرگ در جهان بوده و با حدود ۴.۹۵میلیون مرگ ارتباط داشته است. این آمار نشان میدهد کهAMRدیگر یک موضوع تخصصی محدود به پزشکی یا دامپزشکی نیست، بلکه یک تهدید جدی برای سلامت جهانی است.
البته باید تأکید کرد که مقاومت ضد میکروبی فقط ناشی از مصرف دارو در دامپزشکی نیست. مصرف نامناسب داروهای ضد میکروبی در انسان، حیوان، بخشهای مختلف تولیدی و انتشار بقایای دارویی در محیطزیست، همگی در ایجاد و گسترش این پدیده نقش دارند.
بنابراین، راهکار علمی، حذف آنتیبیوتیکها نیست؛ بلکه استفاده مسئولانه، هدفمند و مبتنی بر شواهد از این داروهای ارزشمند است.
دامپزشکان در این زمینه چند نقش اساسی دارند:
نخست،تشخیص صحیح و تجویز منطقی داروها:مصرف آنتیبیوتیک باید بر اساس تشخیص علمی، شرایط بیماری، الگوی مقاومت میکروبی و در صورت امکان نتایج آزمایشگاهی انجام شود.
دوم، پیشگیری از بیماریها:یکی از مهمترین نقشهای دامپزشک این است که با ارتقای امنیت زیستی، واکسیناسیون، بهبود مدیریت پرورش و افزایش سطح سلامت گله، نیاز به مصرف دارو را کاهش دهد.
سوم،نظارت بر رعایت دوره منع مصرف دارو (Withdrawal Period) است. رعایت این دوره برای جلوگیری از ورود باقیمانده داروهای دامپزشکی به گوشت، شیر، تخممرغ و سایر فرآوردههای غذایی با منشاء دامی اهمیت اساسی دارد.
چهارم،آموزش بهرهبرداران و مشارکت در برنامههای ملی مدیریت مصرف داروهای ضد میکروبی است.
در واقع، دامپزشک مسئولیت دوگانهای دارد: از یک سو باید سلامت و رفاه حیوان را حفظ کند و از سوی دیگر، باید از سلامت جامعه و اثربخشی داروهای ضد میکروبی برای نسلهای آینده محافظت نماید.
به همین دلیل، مفهوم مدیریت مسئولانه داروهای ضد میکروبی (Antimicrobial Stewardship)امروزه یکی از محورهای اصلی فعالیت دامپزشکان در سراسر جهان است.
پیام اصلی این است: «هدف ما حذف آنتیبیوتیکها نیست؛ هدف ما این است که هر زمان واقعاً به آنها نیاز داریم، همچنان مؤثر باقی بمانند».
-از دیدگاه شما، مهمترین چالشهای کشور در کنترل زئونوزهای غذازاد چیست و چه راهکارهایی برای کاهش این مخاطرات پیشنهاد میکنید؟
کشور ما از ظرفیتهای ارزشمندی در حوزه دامپزشکی، شبکه نظارت بهداشتی، مراکز علمی و نیروهای متخصص برخوردار است. با این حال، همانند سایر کشورهای جهان، با چالشهایی مواجه است که ماهیت مخاطرات سلامت غذا را دستخوش تغییر قرار دادهاند.
یکی از مهمترین چالشها، پیچیدهتر شدن زنجیره تولید و توزیع مواد غذایی است. هرچه مسیر تولید غذا طولانیتر و گستردهتر شود، مدیریت مخاطرات نیز نیازمند ابزارهای دقیقتر مانند نظامهای ردیابی، پایش مستمر و ارزیابی خطر خواهد بود.
چالش دوم، مقاومت ضد میکروبی است که نیازمند همکاری نزدیک میان دامپزشکی، پزشکی، کشاورزی و محیطزیست است. مدیریت این موضوع فقط با محدود کردن مصرف دارو امکانپذیر نیست؛ بلکه باید از مسیر پیشگیری، آموزش، پایش و استفاده علمی از داروها دنبال شود.
چالش سوم، نوپدیدی و بازپدیدی بیماریها است. تغییرات اقلیمی، تغییر الگوی تجارت، جابهجایی حیوانات و افزایش تعامل انسان با حیاتوحش میتوانند شرایط جدیدی برای گسترش برخی از بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان (زئونوزها) ایجاد کنند.
چالش دیگر، ضرورت ارتقای فرهنگ ایمنی غذا در تمام حلقههای زنجیره است. تولیدکننده، صنعت، توزیعکننده و مصرفکننده، همگی در تأمین غذای سالم نقش دارند.
برای کاهش این مخاطرات، چند اقدام اساسی ضروری است:
- تقویت رویکرد سلامت واحد (One Health)و همکاری میان سازمانهای مرتبط؛
- توسعه نظامهای مراقبت (Surveillance)، پایش و هشدار زودهنگام؛
- تقویت آزمایشگاههای مرجع و سامانههای دادهمحور؛
- توسعه ردیابی فرآوردههای غذایی؛
- حمایت از پژوهشهای کاربردی؛
- آموزش مستمر تولیدکنندگان، دامپزشکان و جامعه؛
- و تصمیمگیری بر اساس ارزیابی علمی خطر.
به اعتقاد من، مهمترین تغییر نگرش این است که از مدیریت بحران پس از رخداد بیماری به سمت پیشگیری و مدیریت خطر قبل از ایجاد بحران حرکت کنیم.
در نهایت باید به یاد داشته باشیم: «قویترین نظام سلامت، نظامی نیست که بهترین واکنش را پس از وقوع بیماری نشان دهد؛ بلکه نظامی است که بتواند بیماری را پیش از رسیدن به جامعه پیشبینی و پیشگیری کند».
-کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا. چه نقشی میتواند در ارتقای دانش تخصصی دامپزشکان و ارایه راهکارهای علمی برای پیشگیری از بیماریهای غذازاد ایفا کند؟
در دنیای امروز، حوزه بهداشت عمومی دامپزشکی (VPH) با سرعت زیادی در حال تغییر است. رخداد بیماریهای نوپدید و بازپدید، تغییر الگوهای مقاومت میکروبی، تحولات صنعت غذا و استانداردهای جدید جهانی، نیازمند بهروزرسانی مستمر دانش و مهارتهای حرفهای دامپزشکان است.
کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا. میتواند بهعنوان یک بازوی علمی و مشورتی، نقش مهمی در ارتقای دانش تخصصی همکاران و تقویت جایگاه دامپزشکی در حوزه بهداشت عمومی ایفا کند.
یکی از وظایف مهم این کمیته، رصد علمی مخاطرات و انتقال دانش روز به جامعه دامپزشکی است. فاصله میان تولید علم و کاربرد آن در میدان عمل، یکی از چالشهای مهم نظامهای سلامت است و کمیتههای تخصصی میتوانند در کاهش این فاصله نقشآفرینی کنند.
این کمیته میتواند در زمینههای مختلفی فعالیت کند، از جمله:
1- تهیه و ارایه محتوای علمی بهروز در حوزه زئونوزها و ایمنی غذا با همکاری کمیته ی سلامت و بهداشت مواد غذایی سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا.؛
2- مشارکت در تدوین راهنماهای حرفهای و توصیههای علمی با همکاری سازمان دامپزشکی، دانشکده های دامپزشکی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی؛
3- برگزاری دورههای بازآموزی و نوآموزی برای دامپزشکان با همکاری نظام دامپزشکی استانها و نیز شرکتهای خدمات آموزشی بخش خصوصی؛
4-تقویت ارتباط میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و بخشهای اجرایی؛ برای این کار توصیه می شود جلسات کمیته به صورت چرخشی در سازمان دامپزشکی، دانشکدههای دامپزشکی و بهداشت، وزارت بهداشت، سازمان حفاظت محیط زیست، مؤسسههای تحقیقاتی مانند مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی و انستیتو پاستور ایران تشکیل شود؛ همچنین این سازمانها هر یک، در این کمیته، نمایندگانی داشته باشند.
5- شناسایی مخاطرات نوپدید و ارایه پیشنهادهای کارشناسی.
همچنین، یکی از نقشهای مهم چنین کمیتههایی، ترجمه دانش به سیاست و عمل (Knowledge Translation)است؛ یعنی تبدیل یافتههای علمی به راهکارهایی که بتوانند در محیط واقعی مورد استفاده قرار گیرند.
امروز جامعه انتظار دارد تصمیمهای حوزه سلامت بر پایه شواهد علمی، دادههای معتبر و همکاری بینرشتهای اتخاذ شود. کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها میتواند در این مسیر، نقش پل ارتباطی میان علم، حرفه و سیاستگذاری را ایفا کند.
در نهایت، موفقیت یک کمیته علمی در حوزه ی بهداشت،فقط با تعداد جلسات یا برنامههای آموزشی آن سنجیده نمیشود، بلکه با میزان تأثیر آن بر:
- ارتقای دانش حرفهای دامپزشکان؛
- بهبود تصمیمگیریها؛
- کاهش مخاطرات سلامت؛
- و ارتقای سلامت جامعه؛
ارزیابی خواهد شد.
به بیان کوتاه: «کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها، حلقه اتصال میان دانش روز، توانمندی حرفهای دامپزشکان و سلامت جامعه است».
-نقش آموزش، فرهنگسازی و اطلاعرسانی در کاهش بیماریهای غذازاد را چگونه ارزیابی میکنید و در این میان، رسانهها چه مسئولیتی بر عهده دارند؟
آموزش و فرهنگسازی یکی از مهمترین ارکان پیشگیری از بیماریهای غذازاد است. تجربه جهانی نشان داده است که حتی پیشرفتهترین نظامهای نظارت و کنترل نیز بدون مشارکت آگاهانه مردم و همه فعالان زنجیره غذا نمیتوانند به حداکثر اثربخشی برسند.
بسیاری از بیماریهای غذازاد با تغییر رفتارهای ساده اما علمی در مراحل مختلف تولید، توزیع، آمادهسازی و مصرف غذا قابل پیشگیری هستند. رعایت اصول بهداشت فردی، نگهداری صحیح مواد غذایی، حفظ زنجیره سرد، جلوگیری از تماس مواد خام با غذای آماده مصرف، پخت کامل فرآوردههای گوشتی و استفاده از فراورده های دارای مجوز بهداشتی، نمونههایی از اقداماتی هستند که میتوانند خطر ابتلا را کاهش دهند؛ اما آموزش نباید فقط متوجه مصرفکنندگان باشد. تمام حلقههای زنجیره غذایی باید آموزش ببینند؛ از تولیدکنندگان دام، طیور و آبزیان گرفته تا کارکنان صنایع غذایی، مراکز عرضه، رستورانها، کارکنان بهداشتی و حتی متخصصان.
سازمان جهانی بهداشت بر این باور است که ایمنی غذا یک مسئولیت مشترک است؛ یعنی همه افراد از تولیدکننده تا مصرفکننده، در سلامت نهایی غذا نقش دارند.
در این میان، رسانهها نقش بسیار مهمی دارند. رسانه میتواند دانش علمی را به زبان ساده و قابل فهم برای جامعه منتقل کند، باورهای نادرست را اصلاح نماید و فرهنگ سلامت را ارتقا دهد.
البته اطلاعرسانی در حوزه سلامت باید مسئولانه و مبتنی بر شواهد باشد. ایجاد نگرانی بدون ارایه راهکار، نهتنها کمکی به سلامت جامعه نمیکند، بلکه ممکن است موجب کاهش اعتماد عمومی شود. بنابراین، همکاری میان رسانهها و متخصصان حوزه سلامت برای تولید محتوای دقیق و علمی ضروری است.
یکی از وظایف مهم ما در جامعه علمی و حرفهای این است که زبان تخصصی را به زبان قابل فهم عمومی تبدیل کنیم؛ زیرا دانشی که به رفتار سالم منجر نشود، تأثیر کامل خود را نخواهد داشت.
در نهایت باید گفت: «آگاهی عمومی، یکی از مؤثرترین ابزارهای پیشگیری است؛ زیرا هر تصمیم درست در خانه، مزرعه یا صنعت غذا میتواند یک خطر بهداشتی را کاهش دهد».
-با توجه به تغییر الگوهای تولید و مصرف مواد غذایی و همچنین گسترش تجارت مواد غذایی، چه تهدیدهای جدیدی در حوزه زئونوزهای غذازاد پیش روی کشور قرار دارد؟
نظام غذایی جهان در دهههای اخیر تغییرات گستردهای را تجربه کرده است. افزایش تجارت بینالمللی مواد غذایی، توسعه زنجیرههای تأمین، تغییر الگوهای مصرف و استفاده از فناوریهای جدید، فرصتهای زیادی ایجاد کردهاند؛ اما همزمان، مخاطرات جدیدی نیز به وجود آوردهاند که نیازمند مدیریت علمی هستند.
یکی از مهمترین چالشها، جهانی شدن زنجیره تأمین غذا است. امروزه یک فراورده ی غذایی ممکن است از مراحل مختلف تولید، فرآوری و توزیع در مناطق متفاوت جهان عبور کند. بنابراین، آلودگی در یک نقطه از این زنجیره میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی داشته باشد.
به همین دلیل، نظامهای نوین ایمنی غذا بر مفاهیمی مانند:
- ردیابی محصول (Traceability)
- پایش (Monitoring) مستمر؛
- تبادل سریع اطلاعات؛
- و سامانه های هشدار زودهنگام (Early Warning Systems/EWS)؛
تأکید ویژه دارند.
چالش مهم دیگر، تغییرات اقلیمی است. تغییر دما، تغییر الگوی بارندگی، خشکسالی و تغییر شرایط زیستمحیطی میتوانند بر پراکنش عوامل بیماریزا، ناقلان بیماری و حتی آلودگیهای غذایی اثرگذار باشند.
مقاومت ضد میکروبی همچنان یکی از مهمترین تهدیدهای آینده است. گسترش باکتریهای مقاوم میتواند اثربخشی درمانهای پزشکی و دامپزشکی را کاهش دهد و حل این چالش، نیازمند همکاری همه بخشهای مرتبط است.
از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی و افزایش مصرف غذاهای آماده، نیمهآماده و فراورده های با حداقل فرآوری (Minimally Processed Foods) (منظور غذاهایی است که بیشتر به صورت خام یا نیم پخته مصرف می شوند، مثل سوشی یا ساشیمی)، اهمیت رعایت دقیقتر اصول بهداشتی، کنترل زنجیره سرد و نظارت بر فرآیندهای تولید را افزایش داده است.
همچنین افزایش تعامل میان انسان، دام و حیاتوحش و تغییرات زیست بوم (اکولوژیک)، اهمیت رویکرد سلامت واحد را بیش از گذشته آشکار کرده است.
برای مواجهه با این تهدیدها، باید از یک رویکرد واکنشی فاصله گرفته و به سمت پیشبینی، پیشگیری و مدیریت خطر حرکت کنیم.
سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش، فناوریهای نوین تشخیص، نظامهای مراقبت و همکاری بینبخشی، مهمترین ابزارهای آمادگی برای آینده هستند.
پیام اصلی این است: «آینده ایمنی غذا متعلق به نظامهایی است که بتوانند خطر را پیش از تبدیل شدن به بحران، شناسایی و مدیریت کنند».
-اگر بخواهید مهمترین پیام خود را خطاب به فعالان صنعت دام، تولیدکنندگان فرآوردههای خام دامی و همکاران دامپزشک بیان کنید، بر چه نکاتی تأکید خواهید داشت؟
مهمترین پیام من این است که سلامت جامعه از مزرعه آغاز میشود.
هر تصمیمی که در یک واحد دامپروری، مرغداری، مزرعه پرورش آبزیان، کشتارگاه یا مرکز فرآوری گرفته میشود، میتواند بر سلامت تعداد زیادی از مصرفکنندگان اثرگذار باشد. بنابراین، تولید غذا فقطیک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه یک مسئولیت اجتماعی و سلامتمحور است.
از تولیدکنندگان و فعالان صنعت دام و غذا درخواست میکنم که اصول بهداشتی، امنیت زیستی، رفاه حیوانات، مصرف مسئولانه داروها و همکاری با دامپزشکان را بخشی از فرهنگ حرفهای خود بدانند.
سرمایه اصلی هر تولیدکننده، اعتماد مصرفکننده است و این اعتماد فقط با تولید غذای سالم، ایمن و باکیفیت حفظ میشود.
خطاب به همکاران دامپزشک نیز باید گفت که رسالت ما امروز بسیار گستردهتر از گذشته است. دامپزشک معاصر نهتنها مسئول سلامت حیوانات، بلکه مسئول بخشی از سلامت عمومی جامعه است.
ما در حوزههای مختلفی مانند:
- پیشگیری از بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان (زئونوز)؛
- ایمنی مواد غذایی؛
- کنترل مقاومت ضد میکروبی؛
- امنیت غذایی؛
- و مدیریت مخاطرات سلامت؛
نقش مستقیم داریم.
برای ایفای بهتر این مسئولیت، باید دانش خود را همواره بهروز نگه داریم، تصمیمهایمان را بر پایه شواهد علمی اتخاذ کنیم و همکاری با سایر متخصصان حوزه سلامت را تقویت نماییم.
در پایان، باید تأکید کنم که ایمنی غذا نتیجه عملکرد یک سازمان یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه حاصل همکاری همه اجزای زنجیره غذاست: تولیدکننده، دامپزشک، کارشناس بهداشت، متخصص محیطزیست، صنعت، رسانه و مردم.
اجازه دهید سخنم را با این پیام به پایان برسانم: «غذای سالم، حاصل یک انتخاب لحظهای نیست؛ حاصل زنجیرهای از دانش، مسئولیت، نظارت و تعهد است. دامپزشکی یکی از پایههای این زنجیره و یکی از ستونهای اصلی سلامت جامعه است».

