دبیر کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی با تأکید بر اینکه بیش از ۶۰ درصد عوامل بیماریزای عفونی انسان منشأ حیوانی دارند، گفت: «دامپزشکی یکی از ارکان اصلی حفظ سلامت عمومی، امنیت غذایی و کنترل بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان است و تحقق رویکرد «سلامت واحد» مستلزم همکاری مؤثر همه دستگاههای مسئول و ارتقای جایگاه این حرفه در نظام سلامت کشور است.»
به گزارش روابط عمومی سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا، متن مصاحبه با«دکتر علیرضا باهنر» استاد بخش اپیدمیولوژی و زئونوزها، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و دبیر کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی ج.ا.ا به شرح ذیل است:
لطفاً در ابتدا درباره ضرورت تشکیل کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی و اهداف و مأموریتهای اصلی این کمیته توضیح بفرمایید.
با سلام و تشکر از وقتی که در اختیار اینجانب قرار دادید، کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزهای سازمان نظام دامپزشکی به عنوان یکی از کمیتههای تخصصی این سازمان، از سال 1404 در دوره جدید مدیریت این سازمان شروع بهکار کرده است. نمایندگانی از وزارت بهداشت، دزمان و آموزش پزشکی، سازمان دامپزشکی کشور، مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، انستیتو پاستور ایران، دانشگاه علوم پزشکی ارتش، دانشکدهای دامپزشکی و بخش خصوصی در این کمیته حضور دارند. استحضار دارید که دامپزشکی از ارکان اصلی حفظ سلامت جامعه انسانی از طریق تأمین غذای سالم، کنترل بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان و حفظ تعادل اکولوژیک محسوب میشود؛ بنابراین نگاه تخصصی به موضوعاتی که دامپزشکی در عرصه بهداشت عمومی در جهان دارد، محور اصلی فعالیتهای این کمیته است.
با توجه به اهمیت بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان، نقش و جایگاه حرفه دامپزشکی را در حفظ سلامت عمومی جامعه چگونه ارزیابی میکنید؟
حدود 61 درصداز عوامل بیماریزای عفونیشناخته شده در انسان، منشأحیوانیدارندواینرقمبرایبیماریهاینوپدید (مانند کووید-۱۹ و آنفلوآنزای پرندگان) به 75 درصد میرسد. دامپزشکانباپایشمستمرجمعیتهایدامیوحیاتوحش،نخستینحلقه شناسایی پاتوژنهای نوپدیدهستند. نقش این حرفه در سلامت عمومی بسیار برجسته و واضح است.
رویکرد «سلامت واحد (One Health)» در سالهای اخیر بهعنوان یک راهبرد جهانی برای مقابله با تهدیدات سلامت مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد چه جایگاهی در برنامهها و فعالیتهای کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها دارد؟
رویکرد سلامت واحد که از مفاهیم کلیدی در جهان طی چند دهه اخیر است، کاملاً مورد اهتمام کمیته میباشد بههمین دلیل است که در بحثی همچون مقاومت ضد میکروبی و مصرف آنتیبیوتیکها در جمعیتهای دامی، مباحث ارزندهای در جلسات کمیته مطرح شده است.
مهمترین اقدامات، برنامهها و دستاوردهای کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها در دوره فعالیت اخیر چه بودهاست؟
با توجه به اینکه حدود یکسال از تشکیل و شروع جلسههای کمیته میگذرد و متأسفانه چند ماه آن هم با شرایط جنگی و تعطیلات همراه بوده است، عمدتاً در راستای شناسایی مشکلات و اولویتبندی آنها بوده است اما همانطور که در سؤال قبلی عرض کردم، موضوع مصرف آنتیبیوتیکها اولویت بالایی پیدا کرده است. در آخرین جلسه کمیته هم مقرر شد در خصوص برگزاری کنگره ملی زئونوزها برای سال آینده اقدام شود که منتطر پاسخ همکاران سازمان دامپزشکی کشور هستیم.
با توجه به افزایش تهدید بیماریهای نوپدید و بازپدید با منشأ حیوانی، کمیته چه نقشی در ارتقای آمادگی جامعه دامپزشکی برای مواجهه با این تهدیدات ایفا میکند؟
در نظر داریم با شناسایی محورهایی که تهدید زیستی بیشتری برای جامعه دارند، در راستایاطلاعرسانی به جامعه و برگزاری دورههای آموزشی برای همکاران و افراد ذینفع (بهرهبرداران) اقدام نماییم.
یکی از محورهای مهم فعالیت دامپزشکان، پیشگیری و کنترل بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان و همچنین تأمین غذای سالم برای جامعه است. نقش دامپزشکی را در حفظ امنیت غذایی و سلامت مردم چگونه تبیین میکنید؟
شعاری که از قدیم در دامپزشکی در حافظه جمعی ما وجود دارد، دام سالم، غذای سالم و انسان سالم است. اساساً در رویکرد سلامت واحد، سلامت انسان بدون سلامت حیوانات معنایی ندارد. از طرف دیگر دامپزشکی با کاهش تلفات دامی (از راه پیشگیری و درمان بیماریها)، بهرهوری تولید را افزایش میدهد. میتوان گفت دامپزشکی پل ارتباطی میان تولید غذا و مصرفکننده است. بدون نظارت دامپزشکی، زنجیره تأمین پروتئین حیوانی نه از نظر کمی (امنیت غذایی) پایدار خواهد بود و نه از نظر کیفی (سلامت عمومی). بنابراین نقش دامپزشکی در افزایش کمی و کیفی مواد غذایی و سلامت انسان، بیبدیل است.
کنترل زئونوزها نیازمند همکاری و هماهنگی میان دستگاههای مختلف از جمله سازمان دامپزشکی کشور، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان حفاظت محیط زیست و سایر نهادهای مرتبط است. وضعیت تعاملات بینبخشی در این حوزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگرچه در ظاهر در سال های اخیر، گفتمان محافل بهداشتی در این زمینه در جهت همگرایی بیشتر و وحدت رویه در کنترل بیماریها بوده است، اما باید اذعان کنیم در عمل، همکاری و تعامل شایستهای مشاهده نمیشود. مثال بارز آن، تعداد موارد بالای بروسلوز در جامعه است.
کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها چه برنامههایی برای افزایش آگاهی، آموزش و توانمندسازی اعضای سازمان نظام دامپزشکی در حوزه بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان و سلامت واحد دنبال میکند؟
مباحثی که در کمیته جمعبندی شود، در قالب عناوین و سرفصلهای دورههای آموزشی تعریف و در اختیار معاونت آموزشی سازمان نظام قرار خواهد گرفت.
یکی از چالشهای مهم سلامت جهانی، موضوع مقاومت ضد میکروبی (AMR)است. نقش خانواده دامپزشکی و اقدامات پیشگیرانه در مدیریت این چالش را چگونه ارزیابی میکنید؟
گفته میشود حدود 70 درصد از مصرف آنتیبیوتیکها درجهان در بخش دام و طیور است. این حجم مصرف، مخزن عظیمی از ژنهای مقاومت ایجاد میکند که از چند مسیر به انسان میتواند منتقل شود. دامپزشکان از طریق تجویز مسئولانه و محدود آنتیبیوتیکها، رعایت دوز، دوره درمان و راه مصرف درست و بهویژه جایگزینی با راهکارهای پیشگیرانه مثل بهبود مدیریت بهداشت دامداری(تهویه، تراکم، بهداشت جایگاه) و ارتقای امنیت زیستی برای کاهش استرس و بیماری میتواند در کاهش و مدیریت مصرف آنتیبیوتیکها، قدمهای مؤثری بردارند. همچنین پایش و گزارش مقاومتهای میکروبی، بخش مهمی از سیستمهای مراقبت از AMRهستند که توسط خانواده دامپزشکی انجام میشود. نکته مهم دیگرآموزش و فرهنگسازی است تا دامداران در مورد خطرات مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک و رعایت دوره پرهیز از مصرف (Withdrawal Period)پس از درمان توسط دامپزشک، آگاهی لازم را کسب نمایند.
مهمترین چالشهای کشور در زمینه پیشگیری و کنترل بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان چیست و برای رفع این چالشها چه اقداماتی ضروری است؟
چالشها را به نظر اینجانب در چند بخش میتوان توضیح داد:
۱- چالشهای ساختاری و مدیریتی
الف- عدم هماهنگی بینبخشی:متأسفانه در کشور، سازمان دامپزشکی کشور، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان حفاظت محیط زیست بهصورت منسجم و هماهنگ، در سطح مورد انتظار فعالیت نمیکنند.سیستمهای اطلاعاتی مجزا بوده و تبادل دادههای اپیدمیولوژیک بین بخشها صورت نمیپذیرد. یک ساختار واحد و متمرکز با قدرت اجرایی برای مدیریت بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان وجود ندارد.
ب. ضعف نظام مراقبت (Surveillance): سیستمهای هشدار زودهنگام (Early Warning System; EWS) در بسیاری از مناطق کشور وجود ندارد. گزارشدهی کامل موارد بیماری به دلیل ضعف زیرساختها یا نگرانی از تبعات اقتصادی (مثلاً قرنطینه دامداری) انجام نمیشود. کمبود آزمایشگاههای مرجع مجهز برای تشخیص سریع و دقیق هم وجود دارد.
۲- چالشهای اقتصادی
الف- تضاد منافع اقتصادی با سلامت:دامداران به دلیل ترس از ضرر مالی، ممکن است موارد بیماری را گزارش ندهند یا دام بیمار را قبل از تشخیص به کشتارگاه بفرستند. هزینه واکسیناسیون و بهداشت دامداری برای تولیدکنندگان خرد و روستایی بالا است. پوشش بیمهای مناسب برای جبران خسارت ناشی از معدومسازی دامهای آلوده وجود ندارد.
ب- کمبود بودجه و منابع: بودجه دولتی به برنامههای کنترل بیماریهای دامی تخصیص پیدا نمی کند یا بودجه تخصیص یافته ناکافی است. در تخصیص منابعبیماریهای دامی در مقایسه با بیماریهای انسانی اولویت پایینی دارند.
۳- چالشهای فرهنگی و اجتماعی
الف- رفتارهای پرخطر سنتی: مانند مصرف شیر ولبنیات غیرپاستوریزه، تماس نزدیک با دام بیمار در جوامع عشایری و روستایی و ذبح دام در منازل یا مکانهای غیربهداشتی بهویژه در مناسبتها
ب- آگاهی ناکافی عمومی: شناخت مردم از راههای انتقال بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان کافی نیست.باورهای غلط در مورد برخی بیماریها و روشهای پیشگیری آن وجود دارد. آموزشهای هدفمند در مناطق پرخطر دچار کمبود است.
۴. چالشهای علمی و فنی
الف- تغییرات اکولوژیک و اقلیمی: تغییر اقلیم باعث گسترش دامنه ناقلهای بیماری (مثل پشهها و کنهها) به مناطق جدید میشود. خشکسالیها و سیلابها الگوی تماس انسان و حیوان را تغییر میدهند. تخریب زیستگاههای طبیعی، حیات وحش را به محیطهای انسانی نزدیکتر میکند.
ب- جهانیسازی و تجارت: میتواند سببجابهجایی سریع دام، فراوردههای دامی و کالاها بین کشورها، قاچاق دام و محصولات دامی از مرزها بدون نظارت بهداشتی و ورود عوامل بیماریزای نوپدید از مناطق جغرافیایی دور شود.
پ- پدیده مقاومت ضدمیکروبی: همان طور که پیشتر اشاره شد،AMRدرمان زئونوزهای باکتریایی را دشوار میکند و باکتریهای مقاوم در مخازن دامی به راحتی قابل کنترل نیستند.
۵- چالشهای بیماریهای خاص
الف- بیماریهای نوپدید و بازپدید: ظهور ویروسهای جدید با پتانسیل اپیدمی(مانند آنفلوانزای پرندگانH5N1، H7N9، کروناویروسها)، عدم وجود واکسن یا درمان اختصاصی در مراحل اولیه شیوع و سرعت بالای انتشار در دنیای به هم پیوسته امروز از معضلات جدی است.
ب- بیماریهای مزمن با چرخه پیچیده:بیماریهایی مثل کیست هیداتید که چرخه زندگی انگل بین سگ و دام و انسان است و کنترل آن نیاز به مداخله در چندین حلقه مختلف دارد. بروسلوز (تب مالت) دوره کمون طولانی و تشخیص دشوار در مراحل اولیه دارد.
۶- چالش نظارتی و قانونی
مانند ضعف در اجرای مقررات بهداشتی در کشتارگاههای غیرمجاز، فروش غیرقانونی دام بیمار در بازارچههای محلی و عدم نظارت کافی بر واحدهای پرورش غیرمجاز و حاشیهای
راهکارهای کلیدی برای غلبه بر این چالشها
1- تقویت رویکرد یک سلامت (One Health) و ایجاد ساختار هماهنگ بین دستگاهی
2- سرمایهگذاری در زیرساختهای تشخیصیو سیستمهای مراقبت الکترونیک
۳- توانمندسازی دامداران خرداز طریق بیمه، آموزش و تسهیلات
۴- آموزش عمومیدر مورد خطرات و راههای پیشگیری از بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان
۵- تقویت مرزهای بهداشتیو کنترل تجارت دام و فراوردههای دامی
۶- حمایت از پژوهشها در زمینه واکسنها، داروها و روشهای تشخیص سریع
با توجه به نقش رسانهها در افزایش آگاهی عمومی، چه اقداماتی میتواند به معرفی بهتر نقش دامپزشکان در تأمین سلامت جامعه و اصلاح نگاه عمومی نسبت به این حرفه کمک کند؟
سؤال خیلی مهمی را مطرح فرمودید. رسانهها باید از نگاه سطحی و روزمره به فعالیتهای دامپزشکی خارج شوند. میتوان با تولید محتوای مستند و گزارشهای پژوهشی از فعالیتهای دامپزشکی مثل بازرسی در کشتارگاهها، آزمایشگاههای تشخیص بیماری، و مراکز کنترل مرزی که عموم مردم نمیبینند، به معرفی این حرفه پرداخت. در جریان بمباران اخیر جنگ 40 روزه دیدیم که رسانهها در معرفی فعالیت دامپزشکان برای سلامت سگهای مورد استفاده، اقدامات ارزندهای داشتند. همچنین صدا و سیما میتواند از طریق برگزاری برنامههای گفتگو محور باحضور دامپزشکان برجسته در برنامههای پرمخاطب نسبت به معرفی این حلقه مفقوده از بهداشت عمومی، اهتمام بیشتری داشته باشد.
برنامهها و چشمانداز آینده کمیته تخصصی بهداشت عمومی و زئونوزها برای تقویت نقش سازمان نظام دامپزشکی در حوزه سلامت عمومی چیست؟
استحضار دارید که خدمات درمانی در دامپزشکی توسط بخش خصوصی ارائه میشود که همگی از اعضای سازمان نظام دامپزشکی هستند؛ بنابراین افزایش آگاهی این همکاران از طریق دورههای بازآموزی و نوآموزی و برگزاری همایشهای مختلف، میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
در پایان، اگر بخواهید پیامی خطاب به جامعه و مسئولان درباره اهمیت نگاه «سلامت واحد» و نقش دامپزشکان در حفاظت از سلامت انسان، حیوان و محیط زیست داشته باشید، چه میفرمایید؟
دقت کرده باشید، در صنایع دامپروری امروزه یکپارچه شدن قسمتهای مختلف تولید و ایجاد یکپارچگی، نقش مهمی در افزایش بهرهوری و ارتقای بهداشتی سیستمها دارد. در اجرا نیز دستگاههای مرتبط لازم است این یکپارچگی و وحدانیت را در عمل به منصه ظهور برسانند تا جامعه بتواند از ارزشهایی که دامپزشکان در زنجیره تولید ایجاد مینمایند، بیشتر بهرهمند شود.
ضمن تشکر مجدد از شما، امیدوارم مطالب ذکر شده برای همکاران و مخاطبان عزیز سازمان نظام دامپزشکی مفید باشد.

